جلسه 91/11/2 - قرآن

موضوع اين جلسه :

 نماز

يكي از اصولي كه قرآن كريم پس از ايمان به غيب مطرح ساخته به پا داشتن نماز است.(1)

انسان با اقامه نماز زيباترين شكل پرستش و عبادت را به نمايش مي گذارد.

قرآن كريم وقتي از نماز سخن به ميان مي آورد مي فرمايد:  (( اَقِمِ الصلاة لِذِكري)) ؛ نماز بخوانيد تا ياد مرا زنده كنيد.

چنين نمازي روحي تازه به كالبد انسان مي دمد و آرامش و اطمينان سراپاي وجود او را فرا ميگيرد كه ((الا بذكر الله تَطمئنُّ القُلوب)).

نماز ويژگي هايي دارد:

-          . عنوان عبادت برتر را دارد

-          . منشأء خودسازي فرد و جامعه

-          . سبب طهارت روح از زشتي ها و پليدي ها

-          . كليد اصلي براي رهايي از بند بدترين گناهان و قدم اول به سوي خدا

نكته : البته اينها همگي خصوصيات و ويژگي ها براي نمازي است كه با خضوع ، خشوع، عشق و اخلاص به جاي آورده شود.


اهميّت فريضه نماز

 فَإِذا قَضَيْتُمُ الصَّلاةَ فَاذْکُرُوا اللَّهَ قِياماً وَ قُعُوداً وَ عَلى‏ جُنُوبِکُمْ فَإِذَا اطْمَأْنَنْتُمْ فَأَقيمُوا الصَّلاةَ إِنَّ الصَّلاةَ کانَتْ عَلَى الْمُؤْمِنينَ کِتاباً مَوْقُوتاً (2)

 

به دنبال دستور نماز خوف و لزوم به پا داشتن نماز حتي در حال جنگ در آيه 102 سوره، نساء، اين آيه(103 نساء) مي فرمايد: ( پس از اتمام نماز ياد خدا را فراموش نكنيد و در حال ايستادن و نشستن و زماني كه بر پهلو خوابيده ايد، به ياد خدا باشيد و از او كمك بجوييد :فَإِذا قَضَيْتُمُ الصَّلاةَ فَاذْکُرُوا اللَّهَ قِياماً وَ قُعُوداً وَ عَلى‏ جُنُوبِکُمْ

منظور از ياد خدا در حال قيام و قعود و بر پهلو خوابيدن ، ممكن است همان حالات استراحت در فاصله هايي باشد كه در ميدان جنگ واقع مي شود و يا معناي حالات مختلف جنگي كه سربازان گاهي در حال ايستادن و زماني در حال نشستن و گاه به پهلو خوابيدن، سلاح هاي مختلف جنگي از جمله وسيله تير اندازي را به كار مي برند.

اين آيه در حقيقت به يك دستور مهم اسلامي اشارت دارد كه معناي نماز خواندن در اوقات معين، اين نيست كه انسان در ساير حالات از خدا غافل بماند، بلكه نماز دستوري انظباطي است كه روح توجه به پروردگار را در انسان زنده مي كند و بدين ترتيب مي تواند در فواصل نماز ها ياد خدا را به خاطر داشته باشد و اين كار را در هر حالتي انجام دهد.

آيه فوق همچنين در روايات متعددي به كيفيت نمازگذاردن بيماران تفسير شده است كه مثلاً اگر بتوانند ايستاده و اگرنه نشسته و حتي باز هم نه، به پهلو خوايده، نماز را به جاي آورند. البته اين تفسير نوعي تعميم و توسعه معناي آيه است، گرچه آيه مخصوص به اين مورد نيست.

...و اما بعد قرآن مي فرمايد كه اين دستور نماز خوف(در هنگام جنگ) دستوري استثنايي است و ((به مجرد اينكه حالت خوف زايل گشت، بايد نماز را به حالت و همان طرز عادي انجام دهيد :فَإِذَا اطْمَأْنَنْتُمْ فَأَقيمُوا الصَّلاةَ.

كلمه ((موقوت)) از ماده ((وقت)) است. بنابراين معناي آيه چنين كه اگر ملاحظه مي كنيد مسلمانان حتي بايد اين وظيفه اسلامي را در ميدان جنگ انجام دهند، از آن روست كه نماز اوقات معيني دارد كه نمي توان از آنها تخلف كرد.

دستور نماز خوف : نماز هاي چهر ركعتي به دو ركعت تبديل مي شود. گروه اول يك ركعت را با امام مي خوانند و امام پس از اتمام يك ركعت توقف مي كند و آن گروه يك ركعت ديگر را به تنهايي انجام مي دهند و به سرعت به جبهه جنگ باز مي گردند و سپس گروه دوم به جاي آنها مي آيند؛(امام هنوز نماز را نگه داشته و ركعت دوم را شروع نكرده است) گروه دوم، يك ركعت را حالا با امام جماعت مي خوانند و ركعت دوم را به فرداي به پايان مي رسانند.


1. سوره بقرة / آيه 3.

2. سوره نساء / آيه 103.

3. كل متن بالا از كتاب تفسير موضوعي قرآن كريم، برگرفته از تفسير نمونه آيت الله مكارم شيرازي ، گرداوري شده توسط عليرضا كمالي مي باشد. ( با كمي اصلاح و تصرف.)


جلسه 91/10/25 - قرآن

موضوع اين جلسه :

كميت دعا


قُلْ ما يَعْبَؤُا بِكُمْ رَبّي لوَْ لا دُعاؤُكمْ فَقَدْ كَذَّبتُم فَسَوْفَ يَكونُ لِزاماً. {سوره فرقان(25) / آيه 77 }

اين آيه كه آخرين آيه سوره فرقان است، هم نتيجه اي است براي تمام سوره، و هم براي بحث هايي كه در زمينه اوصاف عبادالرحمان در آيات پيش از آن آمده است، خداوند خطاب به پيامبر(صل الله عليه و آله) مي فرمايد : (( بگو پروردگار من براي شما ارج و وزني قائل نيست، اگر دعاي شما نباشد: قُلْ ما يَعْبَؤُا بِكُمْ رَبّي لوَْ لا دُعاؤُكمْ .))

...و اما بعد، «يعبؤ» از ماده عبأ ( بر وزن عبد‌ ) به معناي سنگيني است. بنابراين جمله « لا يعبأ » يعني (وزني قائل نيست) و يا به تعبير ديگر(اعتنايي نمي كند).

 سپس مي افزايد : (( شما آيات پروردگار و پيامبران خدا را تكذيب كرديد، و اين تكذيب دامان شما را خواهد گرفت و از شما جدا نخواهد شد : فَقَدْ كَذَّبتُم فَسَوْفَ يَكونُ لِزاماً. ))

ممكن است تصور شود ميان آغاز(قُلْ ما يَعْبَؤُا بِكُمْ رَبّي لوَْ لا دُعاؤُكمْ) و پايان آيه (فَقَدْ كَذَّبتُم فَسَوْفَ يَكونُ لِزاماً) تضادي وجود دارد و يا دست كم ارتباط و انسجام لازم ديده نمي شود؛ اما با كمي دقت روشن مي شود منظور اصلي اين است كه شما در گذشته آيات خدا و پيامبران او را تكذيب كرديد، از اين رو اگر كسي به سوي خدا نيايد و راه ايمان ((مخصوصاً دعا كردن)) و بندگي را پيش نگيرد، هيچ ارزش و مقامي نزد خدا نخواهد داشت و كيفر تكذيبتان دانان شما را خواهد گرفت.

نكته : دعا وسيله:

.  ارتباط با خدا

. راه ايمان

. راه بندگي خدا

. راه نجات از كيفر اعمال

. راه قرب و نزديك شدن به خدا(عزيز شدن نزد او)

از شواهد روشني كه اين تفسير را تأييد مي كند ، روايتي از امام باقر(ع) است :

از آن حضرت سوال شد : (( كثرةُ القرائةِ أَفضَلُ أوْ كثرة الدُّعاءِ؟)) : آيا بسيار تلاوت قرآن افضل است ، يا بسيار دعا نمودن؟

حضرت در پاسخ فرمودند: «بسيار دعا كردن افضل است» و سپس آيه فوق(سوره فرقان(25) / آيه 77 )را تلاوت نمودند1...


1. شيخ حر عاملي، وسائل الشيعه، ج 6، ص 31.

2. كل متن تفسير از كتاب (تفسير موضوعي قرآن كريم برگرفته از تفسير نمونه آيت الله مكارم شيرازي، گردآوري شده توسط عليرضا كمالي


جلسه 11 / 10 / 91 ـ قرآن

هوالرضا...

رسول اكرم (ص): براي هر حاجتي حتي بستن بند كفشتان دست به دعا به سوي خداوند بلند

كنيد، زيرا تا او كاري را آسان نكند، آن كار آسان برآورده نشود.
« الكافي / ج 2 / ص 466 »


سوره بقرة / آيه 200 تا 202


فَاِذا قَضيتُم مَناسِكَكُم فَاذكُرُوا الله كَذِكرِكُم آباءكُم أَو أشَدَّ ذِكراً فَمِنَ النّاسِ مَن يَقُولُ رَبُنا آتنا في الدُّنيا وَ ما لَهُ * وَ مِنهُم مّن يَقولُ رَبُنا آتنا في الدّنيا حسنة و في الآخرةِ حَسنةً و قِنا عَذاب النّار * اولَئكَ لَهُم نَصيبُ مِمّا كَسَبو وَاللهُ سريعُ الحِساب.1



در روايتي از امام باقر (ع) : آمده است : در ايام جاهليت هنگامي كه از مراسم حج فارغ مي شدند در آنجا اجتماع مي كردند و افتخارات نياكان خود را بر شمرده ، از ايام گذشته آنها و بخشش فراوانشان ياد مي كردند.

آيه فوق نازل شد و به آنها دستور داد به جاي اين كار نادرست، ذكر خدا گويند و با همان شور و سوز و بلكه بيشتر، از نعمت هاي بي دريغ خداوند و مواهب او ياد كنند.

در نخستين آيه مي فرمايد:« هنگاهمي كه مناسك (حج) خود را انجام داديد، ذكر خدا گويي؛ همان گونه كه پدران و نياكان را ياد مي كرديد؛ بلكه با شدّت بيشتر از آن...: فَاِذا قَضيتُم مَناسِكَكُم فَاذكُرُوا الله كَذِكرِكُم آباءكُم أَو أشَدَّ ذِكراً

عظمت و بزرگي در پرتو ارتباط با خداست، نه مباهات كردن به ارتباط موهوم با نياكان.
در اين آيات منظور اين نيست كه هم نياكان را ذكر كنيد و هم خدا را، بلكه اشاره مي كند كه اگر نياكان شما به دليل پاره اي از مواهب شايسته يادآوري هستند، چرا به سراغ خداوند نمي رويد كه تمام عالم هستي و تمام نعمت هاي جهان از ناحيه اوست.

حال در اينجا منظور از ذكر خداوند دقيقاً چيست؟ مسفران بسيار سخن گفته اند، اما ظاهراً تمام اذكار الهي را بعد از مراسم شامل مي شود. در واقع خدا را بر تمام نعمت هايش به ويژه نعمت ايمان و هدايت به حج شكر گويند و آثار تربيتي آن را با ياد الهي تكامل بخشند.

در اينجا قر آن مردم را به دو گروه تقسيم كرده است: « گروهي از مردم مي گويند: خداوندا ، در دنيا به ما (نيكي) عطا فرما ، ولي در آخرت بهره اي ندارند: فَمِنَ النّاسِ مَن يَقُولُ رَبُنا آتنا في الدُّنيا وَ ما لَهُ

« وگروهي مي گويند: پروردگارا به ما در دنيا (نيكي) عطافرما و در آخرت نيكي مرحمت فرما و ما را از عذاب آتش نگاهدار: وَ مِنهُم مّن يَقولُ رَبُنا آتنا في الدّنيا حسنة و في الآخرةِ حَسنةً و قِنا عَذاب النّار

در حقيقت اين بخش از آيات به خواسته هاي مردم و اهداف آنها در اين عبادت بزرگ(حج) اشاره دارد. برخي جز به مواهب مادي دنيا نظر ندارند و از خدا چيزي غير از آن نمي خواهند. بديهي است كه اينان در آخرت از همه چيز بي بهره اند. اما گروهي ، هم مواهب مادي دنيا را مي خواهند و هم مواهب معنوي را، بلكه زندگي دنيا را نيز به عنوان مقدمه تكامل معنوي مي طلبند و اين است منطق اسلام! كه هم به جسم و ماده و هم به جان و معنا نظر دارد.
اسلام هرگز با آدم هاي تك بعدي موافق نيست؛ آناني كه در ماديات غوطه ورند و براي آن اصالت قائل اند، يا كساني كه به كلي از زندگاني دنيا دست شسته اند و با آن بيگانه اند، مانند صوفيان...

در اينكه منظور از حسنة در اين آيه چيست، تفسير هاي مختلفي ذكر كرده اند.
در روايتي از امام صادق (ع) به معناي وسعت رزق، حسن خلق در دنيا، خشنودي خدا و بهشت در آخرت تفسير شده است. 2   

برخي آنها به معناي علم و عبادت در دنيا و بهشت در آخرتو يا همسر صالح در دنيا و بهشت در آخرت و... دانسته اند.

حديثي از پيامبر (ص) آمده است :

كسي كه خدا به او قلبي شاكر ، زباني مشغول به ذكر حق، و همسري با ايمان - كه او را در امور دنيا و آخرت ياري كند- ببخشد، نيكي دنيا و آخرت را به او داده است. 3

بديهي است كه حسنه معناي هر گونه خير و خوبي است و مفهومي وسيع و گسترده دارد كه همه مواهب مادي و معنوي را شامل مي شود. ليكن آنچه در روايات يا گفته هاي مفسران آمده است بيان مصداق هاي روشن آن است، و مفهوم آيه را محدود نمي كند.

نكته :

«به گفته برخي مفسران، افراد با ايمان اصل حسنه را از خدا مي خواهند، بي آنكه نوعي از آن را انتخاب كنند و همه را به مشيت، ارداده و انعام الهي وا مي نهند.»

آخرين آيه هم به گروه دوم اشاره دارد و مي فرمايد «‌آنها نصيب و بهره اي از كسب خود دارند و خداوند سريع الحساب است: اولَئكَ لَهُم نَصيبُ مِمّا كَسَبو وَاللهُ سريعُ الحِساب

در حقيقت اين آيه نقطه مقابل جمله اي است كه در آيات پيش درباره گروه اول آمده بود: « وَمالَهُ في الآخرةِ مِن خَلاق: آنها نصيب و بهره اي در آخرت ندارند.»

تعبير « كسب » در جمله « مما كسبوا » به گفته بسياري از مفسران به معناي همين دعايي است كه درباره خير دنيا و آخرت مي كند، و انتخاب اين تعبير ممكن است اشاره به نكته لطيفي باشد كه دعا كردن خود يكي از بهترين عبادات و اعمال محسوب مي شود.

جمله « وَ االهُ سريعُ الحساب» كه در آخرين آيه آمده ، به اين اشاره دارد كه هم خداوند با سرعت بهحساب بندگان مي رسد و هم پاداش ها و كيفر هايي را كه وعده داده به زودي به آنها مي دهد. در حديثي مي خوانيم:

خداوند حساب تمام خلايق را در يك چشم بر هم زدن رسيدگي مي كند.

اين بدان علت است كه علم خداوند همانند مخلوقات نيست كه محدوديت آن سبب شود مطلبي او را از مطلب ديگر غافل كند؛ ضمن اينكه محاسبه پروردگار زماني لازم ندارد؛ زيرا اعمال ما بر جسم و جان ما و بلكه بر موجودات پيرامون ما و اشياي ديگر تأثير مي نهد و از اين رو مي توان وجود انسان را به انواع اتوموبيل هايي مانند دانست كه با داشتن دستگاه كيلومتر شمار، هميشه ميزان كاركرد خود را در هر لحظه به طور روشن نشان مي دهند و ديگر نيازي به اندازه گيري مسافت هايي كه اتوموبيل در طول عمرش پيموده است نمي باشد.



منابع :

1. بقرة (2) : آيات 200 تا 202

2. محمد بن يعقوب كليني، الكافي، ج5 ، ص 71

3. شيخ حر عاملي، وسائل الشيعه، ج20، ص 40.

4. محمد باقر مجلسي، بحار الأنوار ، ج7 ، ص 253

5. كل مطالب(با كمي تصرف) برگرفته از كتاب تفسير موضوعي قرآن كريم برگرفته از تفسير نمونه آيت الله مكارم شيرازي.



جلسه 91/10/4 - قرآن

آيات قرآني1

موضوع اين جلسه : دعاي مضطر

سوره نمل(27) . آيه 62

«  اَمَّن یُّجیبُ المُضطَرَّ اِذا دَعاهُ وَ یَکشِفُ السُّوءَ  »

يا كسي كه دعاي مضطر را به اجابت ميرساند، و گرفتاري(رنج) را برطرف مي سازد؟! (62)

اين آيه و آيات پيش از آن مجموعه اي است از بازپرسي و محاكمه معنوي بت پرستان.

در اين آيه سخن از حل مشكلات و شكستن بن بست ها و اجابت دعاهاست، كه مي گويد:

آيا معبودهاي بي ارزش شما بهترند، ((يا كسي كه دعاي مضطر را به اجابت مي رساند و گرفتاري و بلا را بر طرف مي كند؟ :

(( اَمَّن یُّجیبُ المُضطَرَّ اِذا دَعاهُ وَ یَکشِفُ السُّوءَ  .))


در آن هنگام كه تمام درهاي عالم اسباب به روي آدمي بسته مي شود و از هر نظر درمانده و مضطر

مي گردد، تنها كسي كه مي تواند گره مشكلات را بگشايد و نورو اميد در دلها بتاباند، تنها ذات

پاك پروردگار است.

از آنجا كه اين حقيقت فطرتاً در درون همه انسان هاست، بت پرستان نيز به هنگامي كه

در ميان امواج خروشان دريا گرفتار مي شوند، تمام معبودهاي خود را فراموش كرده،

به دامن خداوند يكتا دست مي آويزند؛ همانگونه كه قرآن مي گويد:

Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA

فَإِذَا رَكِبُوا فِي الْفُلْكِ دَعَوُا اللَّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ فَلَمَّا نَجَّاهُمْ إِلَى

الْبَرِّ إِذَا هُمْ يُشْرِكُونَ.2

اين مردم مشرك نادان هنگامي كه سوار كشتي مي شوند،

در آنحال تنها خدا را با اخلاص مي خوانند؛ و چون از خطر دريا به

ساحل نجات رسيدند باز به خداي يكتا

مشرك مي شوند.

نكته: مضطر كيست؟ گر چه خداوند دعاي همه را هر گاه شرايطش فراهم باشد اجابت مي كند، در اين آيه به ويژه بر عنوان مضطر تكيه شده؛ زيرا يكي از شرايط اجابت دعا آن است كه انسان چشم از عالم اسباب به كلي بر گيرد و تمام قلب و روحش را در اختيار خدا قرار دهد و همه چيز را از‌ آن او دانسته ، حل هر مشكلي و كليد هر دري را در دست او ببيند. اين درك در حال اضطرار به آدمي دست مي دهد.

درست است كه عالم عالم اسباب است و مومن نهايت كوشش خود را در اين زمينه به كار مي گيرد اما هرگز در جهان اسباب گم نمي شود، بلكه همه را از بركت ذات پاك خداوند مي بيند و همه چيز را از او مي خواهد.

در ارزش والاي دعا كردن در كارها نيز رسول اكرم (ص) مي فرمايند:

براي هر حاجتي حتي بستن بند كفشتان دست دعا به سوي خداوند بلند كنيد زيرا تا او كاري را آسان نكند آن كار آسان بر آورده نشود.3

 

آري! اگر انسان به اين مرحله برسد ، مهمترين شرط اجابت دعا را فراهم ساخته است.

امام صادق (ع) در مورد ارزش دعا مي فرمايند:

دعا كن و مگو كار از كار گذشته است،(و آنچه مقدر شده همان مي شود) همانا نز خداوند جل جلاله مقام و منزلتي است كه جز با دعا و درخواست بدست نمي آيد.  4  

 

 

1.       متن بالا از كتابتفسير موضوعي قرآن كريم (برگرفته از تفسير نمونه)، گردآوري و تدوين عليرضا كمالي.((با كمي تصرف منهاج...))

2.       عنكبوت(29).  آيه 65

3.       مستدرك الوسائل  ج 5   ص172

4.       كافي ج2  ص 466