نواب و حکومت کودتا
نواب و حکومت کودتا
به گفته آیت الله فلسفی که نماینده و سخنگوی اکثر روحانیون آن زمان بود؛روحانیت مقابل دوشر قرار داشت شر ادامه حکومت مصدق و حاکمیت کمونیست ها یا شر حاکمیت شاه حفظ قانون اساسی و مذهب جعفری و اکثر روحانیون شر دوم را انتخاب کردند اما نواب با هردوی آنها مخالف بود ومخالفتش با شر اول بیشتر بود.نواب در اطلاعیه ای که بعد از کودتا صادر کرد به شدت از دولت مصدق انتقاد کرد، بزرگترین جنایت مصدق را تقویت عمال شوروی در ایران دانست.
نواب برای اتحاد ممالک اسلامی سفرهایی را به کشور های عراق،مصر ، اردن،فلسطین،لبنان،سوریه داشت و در موتمر اسلامی اجلاسی، که توسط گروهی از دانشمندان اسلامی و علمای اسلام در فلسطین برگزار شد و هدف جمعیت مذکور چاره جویی برای مقابله با تهاجم اسرائیل به خاک فلسطین و کمک به مردم فلسطین بود شرکت نمود.
تنها موضوعی که نواب را در اجلاس آزار میداد فضای ناسیونالیستی حاکم بر جلسه بود. نواب فضای جلسه اینگونه توصیف میکند: فضای موتمر را به جای این که اسلامی ببینم عربی دیدم همه سخنرانها بر این موضوع تکیه میکردند که حمله اسرائیل برکشور عربی فلسطین صورت گرفته.اماوقتی نوبت سخنرانی من شد دو رکعت نماز خواندم وبه خدا متوسل شدم وپشت تریبون رفتم و گفتم :اگر افتخار به عرب بودن باشد من فرزند بهترین مردم عربم اگر پیامبر را از عرب بگیریم عرب هیچ ندارد.شخصیت عرب به پیامبر است حمله اسرائیل به فلسطین، اسلامی است نه عربی.
سخنان نواب حاظرین جلسه را به وجد آورد به طوری که همه فریاد میزدند زتده باد قهرمان ملی ایران...
مفتی اعظم سوریه از شرکت کنندگان این اجلاس بعداز پیروزی انقلاب به ایران آمده بود درمورد نواب گفت:بعداز قرن یک هجری شهیدی به عظمت نواب وجود ندارد.
یاسر عرفات در سال 57در مشهد مقدس گفت: خوشحالم که در شهر امام رضا ع و کشور نواب آمده ام.